تبليغاتX
ناگفته های من
شعر و درد و دل

درود

 

چشم

نگاه

برق

اشک

کدام یک ازاین افسانه ها توانست

قلب حقیقی مرا برباید؟!

.

.

.

لب

زبان

صدا

بغض

کدام یک از این دروغ ها توانست

دل شیشه ای مرا بلرزاند؟!

*****

من تمام راه راترسیدم

لیکن آخربارهم لغزیدم

این چه بود؟...بامن چه کرد؟

آمدو دیوانه کرد

از سر آوارگی...

برخیال ساکت من خانه کرد

 

مرگ جسم خاکی تن راخرید

آب و دون روح من آماده کرد

.

.

.

من تمام هستی ام راباختم

دربرچشمان او انداختم

 

خواب آغوش پر از آرامشش

مست مهر پرغرور و صادقش

آشنا با بوسه ی داغش شدم

 

درپناه حق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 10:30  توسط سکوت | 
درود به تموم ایرونی ها و فارسی زبون های دنیا.

سال نو مبارک...

 برای همتون سلامتی و بهترین هارو از یزدان پاک تو این سال جدیدمی خوام

اینم از درد و دل امسال من... بخونید و نظرهم یادتون نره. در پناه حق باشید

 

"عشق به تو..."

 

خیالی نیست اگرازدیدارتودورم سازند

که هرلحظه مراباتوخیالیست روان

 

باکی نیست اگرزندان وزنجیرم کنند

که مراآزادگی بخشیده است عشق زمان

 

گله ای نیست اگربال و پَرم را بَرکنند

که پروازِ دل عشاق،بی بال و رهاست

 

ناله ای نیست اگرازداغ عشق خارم کنند

که خاری بندگی ست اندرگل روی تو یار

 

سازشی نیست اگرازعشق معذورم کنند

جز سکوت وپرکشیدن در برِ عشق مَهان

 

قصه ای نیست که تکرارش پریشانت کند

همان عشقِ به توست،عشقِ به پیدای نهان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 21:23  توسط سکوت |